خرمشهر! آغوش بازکن! فرزندانت در راهند.

هنوز شب چهارم آبان را به یاد دارم.شبی مهتابی که خرمشهر آخرین نفس های آزادی را می کشید. این قضیه دستور تخلیه شهر موضوع کوچکی نیست و مسئولیت آن با شخصی است که این فرمان را صادر کرده است. هر مقام مملکتی که چنین دستوری را صادر کرده، مسئول است. در قبال تاریخ و خون به ناحق ریخته بچه‌های شهر ما مسئول است.

الان شهر ما را گرفته‌اند. چند روزی است در انتظار آنیم که فرمان بدهند و طبق یک نظم خاصی برویم و شهر را آزاد کنیم. مطمئناً ما شهر را آزاد می کنیم. دشمن در خانه ماست و این حق ماست که دشمن را از خانه مان بیرون کنیم. هدف ما آزادی خرمشهر، که اکنون در اشغال دشمن است، نیست. ما با جهان اسلام کار داریم و هدفمان این است که دنیا را آزاد کنیم. اگر ما عرضه این را نداشته باشیم که یک شهر را آزاد کنیم، شهری که خانه و زندگی ما در آن است و سال ها در آن جا رشد کرده و بزرگ شده ایم و مردم با هم پیوندها داشته و زندگی ها کرده اند، مطمئناً نمی توانیم بیت المقدس را آزاد کنیم. هدف اصلی ما آزادی بیت‌المقدس است.

ما می خواهیم عراق را نجات بدهیم، به یمن برویم و آن جا را نجات بدهیم، لبنان را می خواهیم آزاد کنیم. اردن را که پشتیبان صدام است، می خواهیم آزاد کنیم. اگر ما شهر کوچکی مثل خرمشهر را نتوانیم آزاد کنیم، چطور می خواهیم دیگر کشورهای اسلامی را آزاد بکنیم؟

این ها میدان های آزمایشی است که خدا برای ما قرار داده است. اگر ما در این میدان پیروز شدیم. در میدان های بزرگ تر بعدی هم می توانیم پیروز شویم. لشکری که آمده و شهر را گرفته و می خواهد دیگر شهرهای ما را هم بگیرد، در عمل ثابت کرده که ترسو و بزدل هم هست. بزدلی دشمن را بچه های خرمشهری در سی و پنج روز مقاومت به خود عراقی ها هم ثابت کردند. این امری است که خود صدام حسین در مصاحبه با رادیو بی. بی. سی. به آن اعتراف کرده است. دشمن آمده است که بماند. این را روی دیوارهای شهر ما نوشته است. بدون شرم نوشته اند: «ما آمده ایم بمانیم» اما بچه های خرمشهری به دشمن ثابت خواهند کرد که ترسو و بزدل تر از آن است که بتواند در مقابل ما مقاومت کند. قسم به خون سرخ شهدای شهرمان، ما بالاخره روزی خرمشهر را آزاد خواهیم کرد. روزی که همین روزهاست و زیاد دور نیست.

خرمشهر! آغوش بازکن! فرزندانت در راهند.


متن بالا دست نوشته ای است از شهید بهروز مرادی است که به حق وی را باید قلم سرخ مقاومت خرمشهر نامید.

وی در اول دی ماه 1335 در خرمشهر و در خانواده ای اصفهانی متولد شد. تحصیلاتش را در خرمشهر شروع کرد و در مدرسه بازرگانی کوروش کبیر با شهید محمد جهان آرا همکلاس بود. پس از آن به عنوان معلم آغاز به کار کرد.

 

بهروز به همراه سایر بچه های خرمشهر در جریان پیروزی انقلاب و بعد از آن در برابر قائله ی خلق عرب فعالیت می کند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه می رود. آنچنان که از میان خاطرات خرمشهر بر می آید بهروز را می توان جزء نفراتی دانست که تا آخرین لحظات در برابر سقوط خرمشهر مقاومت می کنند.

 

او در سال 1364 در رشته صنایع دستی در دانشگاه پردیس اصفهان مشغول تحصیل می شود و قبل از پایان تحصیلاتش در چهارم خرداد 1367 در منطقه ی شلمچه به شهادت می رسد.

 

بهروز می گفت: «جمعیت خرمشهر سی و شش میلیون نفر است.» و او نه فرزند خرمشهر، که برادر مهربان همه ی ماست کسی که نامش در کنار شهیدانی چون محمد جهان آرا، احمد شوش، بهنام محمدی، امیر رفیعی، محمدرضا دشتی رسول نورانی، اکبر رنجبر، رضا دشتی، محمود ربیعی، جمشید برون و... و همه بچه های خرمشهر به یادمان می آورد که روزی روزگاری قرار بود خرمشهر برای ایرانی ها نباشد.

/ 15 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست

با عرض سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی [گل] وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید [لبخند] با توجه به اهمیت و نقش بیمه های زندگی در توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جامعه و اهمیت آن در ایجاد آرامش و آسایشی که در زندگی تک تک افراد ایفا می کند..... وب سایتی را با نام وب سایت جامع بیمه عمر و سرمایه گذاری و بیمه زندگی طراحی نمودیم. خوشحال می شویم شما نیز یکی از بازدید کنندگان ما باشید. در صورت امکان لطف کرده و لینک آدرس سایت ما را در پیوند وبلاگ زیبایتان قرار دهید. [لبخند] ------------------------------------ آدرس سایت : http://www.bime4u.com عنوان : بیمه -------------------------- با کمال احترام: مدیریت سایت http://www.bime4u.com ........... با آرزوی سلامتی و آسایش برای شما و خانواده محترم [گل][گل][گل]

محمد

سلام متاسفانه خبر دار شدیم پدر جناب آقای شریبی به رحمت خدا رفته اند لذا جا دارد که این موضوع را خدمت همشهریان اعلام کرده و اینکه عرض تسلیت داشته باشیم خدمت جناب شریبی و خانواده محترمشان لازم به ذکر است که پدر ایشان نیز از رزمنده های جبهه بوده و در عملیات آزاد سازی خرمشهر شرکت داشته اند روحشان شاد و یادشان گرامی

سيد اسماعيل

لباسمون رنگ خاکه، خودمون هم از خاکیم و بیشتر از این هم نیستیم شهيد بهروز مرادي

سید امید نوری

با سلام تقویم مناسبت های تاریخی بصورت روزانه در " اُپاتان " منتشر می شود . با ما همراه شوید .

سيد اسماعيل

سلام مهدي جان لطفاً اگه امكان داره عكس هاي مربوط به سينه زني ماه محرم در هشت سال دفاع مقدس (خرمشهر) را در وبلاگ بزارين. يا علي

نگار بارانی

حى على العزا،حى على بكاء... فى ماتم الحسين،مجنون كربلا.. سلام ایام عزاداری ابا عبدالله (ع) رو تسلیت عرض میکنم.

سید علی

سلام مهدی جان زیبا و پر احساس بود ممنون دوست عزیز دیگه به ما سر نمی زنید چرا مرا فراموش کردید شعله های سرخ خرمشهر

عرشیان...

یاد شهید گرامی اهل هنر " بهروز مرادی""گرامی..... شهیدی با اخلاص و بی تکلف که بااثر جاودانه هنری خود پس فتح خرمشهر "به خرمشهر خوش آمدید...وبا وضو وارد شوید...ماندگار کرد... [گل][گل][گل]

عرشیان...

باسلام و تشکر از ابراز لطفتون متقابلا من هم وبلاگ شما را لینک کردم متاسفانه شناسایی نشد لطفا آدرس کامل وبلاک خودتان را برام همین جاارسال کنید ممنون و سپاس از شما

رضا حسن زاده

بهروز مرادی یادت گرامی وقتی که بیکار می شدم میرفتم پیش بهروز و می گفتم برام تعریف کن سامی و حمید چطور شهید شدن و اون با حوصله تمام در هالی که کار می کرد برام تعریف می کرد حالا یک خاطره از بهروز وقتی که خرمشهر آزاد شد بهروز نوشت با وضو وارد شهوید این شهر به خون شهیدان آغشته است این کار بهروز مرادی بود و این تابلو را سره پل خرمشهر زد . در پادگان دژ تمام کلا خود عراقی ها را رنگ زد و آرم سپاه را روی کلاها هک کرد بنازم به این حوصله همیشه بهروز را بعوان صبر و حوصله اس و سواد بالایش تحسین می کنم بهروز مثل بقیه دلیر و بزرک بود و هرگز خاطراتش را فراموش نم کنم