از خرمشهر ........ تا ....... خرم شهر

رسیدن به خرمشهر آباد و آزاد تکلیف امروز و هر روز همه ماست / استفاده ار مطالب و تصاویر با ذکر منبع بلامانع است

 
خرمشهر قهرمان سرافکنده از پذیرایی راهیان نور
نویسنده : مدیریت وبلاگ - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧
 
راهیان نوری که برای نخستین بار به خرمشهر می‌آیند، آنچنان در شگفتی هستند که باور نمی‌کنند، کشور و دولت مقتدر ایران، نتواند شهری را که شهر آسمانی‌اش می‌نامند، به اندازه‌های پیش از جنگ آن برگرداند. نخستین چیزی که در این شهر، راهیان نور را شگفت‌زده می‌سازد، بی‌نظمی و کثیفی شهر است؛ جاده‌های شخم‌زده در آستانه نوروز و ورود راهیان نور، این پرسش را به ذهن می‌آورد که چرا مسئولان برای این شهر از خود تعهدی نشان نمی‌دهند؟

کاروان راهیان نور، از این همه آشفتگی و پریشانی در خرمشهر و مشکلات عدیده مردم این شهر، ابراز تعجب و تأسف می‌کنند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، هم‌‌اکنون خرمشهر به کانون حضور پرشور راهیان نور تبدیل شده است. برای زایران سرزمین نور که بیشتر آنان را نوجوانان و جوانان نسل سوم انقلاب و یا پیش‌کسوتان جهاد و شهادت تشکیل می‌دهند، خرمشهر شهر مقدسی است که یادآور مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر متجاوزان صدام و حامیان آن از استکبار جهانی است. برای مردم ایران و کاروان‌های راهیان نور، خرمشهر نه یک شهر که قبله‌گاهی است که در آن، افتخارات دینی و ملی خود را جستجو می‌‌کنند.

مسجد جامع خرمشهر، از این جهت برای آنان متبرک است که انفاس مردان حماسه ساز ملت ایران، در آن احساس می‌شود. کوچه پس کوچه‌های خرمشهر برای آنان یادآور جهان‌آرا، موسوی، بهروز مرادی، بهنام محمدی، شهناز محمدی، شهناز حاجی شاه، مهدی آلبوغبیش و صدها شهید سرافراز دیگر است و این برای کاروان راهیان نور که برای رسیدن به خرمشهر و شلمچه بی‌تابی می‌کنند، پذیرفتنی نیست، خرمشهر را آن گونه ببینند که شایسته ملتی بزرگ چون ایران نیست. آنان با ابراز تعجب از این همه مشکلات در شهری که چندان بزرگ نیست، از خود می‌پرسند، در بیست‌ سال پس از جنگ، چرا سیاست‌های بازسازی به شکست و بن‌بست رسیده است؟

راهیان نوری که برای نخستین بار به خرمشهر می‌آیند، آنچنان در شگفتی هستند که باور نمی‌کنند، کشور و دولت مقتدر ایران، نتواند شهری را که شهر آسمانی‌اش می‌نامند، به اندازه‌های پیش از جنگ آن برگرداند.

نخستین چیزی که در این شهر، راهیان نور را شگفت‌زده می‌سازد، بی‌نظمی و کثیفی شهر است؛ جاده‌های شخم‌زده در آستانه نوروز و ورود راهیان نور، این پرسش را به ذهن می‌آورد که چرا مسئولان برای این شهر از خود تعهدی نشان نمی‌دهند؟
شهر آکنده از زباله‌ است و بازارهای کثیف آن، که علامت رونق بی‌بهداشتی است، تنها اظهار تأسف را به ذهن کاروان راهیان نور می‌آورد.

آب خرمشهر آنچنان شور شده که حتی برای استحمام و شستشو مناسب نیست. کاروان‌های راهیان نور که با پلاکاردهای بزرگ «به زودی پروژه عظیم آب افتتاح می‌شود» روبه‌رو شده‌اند، اما آنچه خود می‌بینند، حکایت از استمرار درد و رنج مردم خرمشهر است. خانه‌های ویران شده از جنگ که همچنان پابرجاست و نمای نامطلوبی به شهر داده، این پرسش را در ذهن متبادر می‌سازد که چرا انگیزه‌ای برای بازگشت بسیاری از هم‌وطنانمان در شهر نیست؟

این کاروانیان از گرانی در این شهر کوچک اظهار تعجب می‌کنند و می‌گویند: چرا این شهر تنها یک خیابان دارد که بتوان از آن به مناطق عملیاتی و نقاط اصلی شهر دسترسی پیدا کرد؟ ساختمان‌های بدقواره و کوچک و بزرگ در کنار هم نشان می‌دهد که مسئولان شهری، برنامه‌ای برای زیباسازی شهرشان ندارند و از همه مهمتر، هیچ آثاری از شهدا و مقاومت خرمشهر به صورت تابلوهای زیبا و دیوارنوشته‌ها به چشم نمی‌خورد!
اینها در حالی است که تصاویر شهدای خرمشهر که چندین سال پیش بر دیوار‌های کشیده شده است، یا از بین رفته‌اند و یا پشت مصالح ساختمانی ناپدید شده‌‌اند.

معطلی کاروان‌های راهیان نور، پشت تنها چراغ قرمز شهر، به آنها این فرصت را می‌دهد که ببینند خرمشهر، شهری است که مسئولان آن برای ایجاد نظم و رفاه مردم برنامه‌ای ندارند. آنان در رویارویی با مردم پای درد دل فقر و بیکاری‌شان می‌نشینند و آنگاه است که پی می‌برند، در همین منطقه مالامال از درد و مشکلات، افرادی هستند که حقوق‌های پنج میلیون تومانی می‌گیرند و به عنوان مدیران پروازی به منطقه تحمیل شده‌ا‌ند.
کاروان‌های راهیان نور، هم‌اکنون پی برده‌اند که برخی از مسئولان رده اول کشور، برای نزدیکان خود پست‌های چند میلیون تومانی فراهم کرده‌اند.

همچنین ساختار شکننده فرهنگی شهر، به خوبی ذهن‌های کاروان‌های راهیان نور را به خود متوجه می‌سازد. آنان بر این باورند که وضعیت خرمشهر، نشان دهنده آن است که مسئولان استان خوزستان و این شهرستان حتی برای جذب گردشگر نیز تلاشی نمی‌کنند. البته آنان نمی‌دانند که بسیاری از مشکلات خرمشهر در سینه سه نسلی است که به دلیل بروز جنگ تحمیلی و دفاع از میهن اسلامی و سپس ناتوانی حل این مشکلات توسط مسئولان جایگاه غم و غصه‌هایی است که برجای مانده است.

بسیاری از کاروان‌های راهیان نور، اعتقاد دارند که اگر دولت نمی‌تواند مشکلات این شهر را جمع کند، مردم ایران حاضرند در کمال اخلاص، دست کم به وضعیت شهر سر و سامانی دهند و از دردهای مردم این منطقه بکاهند. آنان نیز پی برده‌ا‌‌ند که دستان دولت نهم نیز همانند دو دولت پیشین برای خرمشهر خالی است و دولت‌های یکی پس از دیگری حتی نتوانسته‌اند اوضاع را به پیش از جنگ بازگردانند، چه رسد که وضع را بهبود بخشند.

یک دانشجوی عضو کاروان راهیان نور که از خراسان رضوی به خرمشهر سفر کرده است، می‌گوید: جای شگفتی است که در مرکز شهر، در شهری که به خون شهدا آغشته است و بر ورودی آن نوشته‌اند: با وضو وارد شوید، تصاویر آن رنگ و رو رفته و فراموش شده است و تبلیغات رب گوجه فرنگی و ... در و دیوار‌ها را پر کرده است.

او گفت، من در شگفتم آهنگ‌های شنیع غربی در میان چهار راه اصلی خرمشهر از بلندگوها پخش می‌شود و ترانه‌های غربی، دستاوردی از هرج و مرج فرهنگی در این شهر است که به خوبی نشان‌دهنده بی‌تفاوتی مسئولان است.

وی به دل‌های مرده مردم این شهر و این که از اقدامات دولت ناامید شده‌اند اشاره کرد و گفت: جای تأسف است که می‌بینیم جوانان بیکار این شهر، حسرت درو می‌کنند.