از خرمشهر ........ تا ....... خرم شهر

رسیدن به خرمشهر آباد و آزاد تکلیف امروز و هر روز همه ماست / استفاده ار مطالب و تصاویر با ذکر منبع بلامانع است

 
صریح ، رک و صادق
نویسنده : مدیریت وبلاگ - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱
 

این روزها که در آستانه فرا رسیدن سالروز جنگ تحمیلی و هفته گرامیداشت دفاع مقدس قرار داریم مصادف است با  چهلمین روز درگذشت   مرحوم دکتر محمدرضا عباسی ، فرمانده فقید ستاد مقاومت مردمی خرمشهر ، کسی که در سازماندهی و پیگیری حل مسائل و مشکلات مردم خرمشهر در دوران مقاومت 45 روزه  در  روزهایی که آتش و خون در تمام شهر حاکم بود  نقش موثر و چشمگیری داشت .

محمدرضا عباسی که چشم امید بسیاری از مردم خرمشهر برای ایجاد تحول  و توسعه در شهر به او بود  ناباورانه از میان همه ما رفت و موجی از غم و اندوه را در دلهایمان به جای گذاشت.

بقیه متن در ادامه مطلب. لطفا کلیک کنید :


روحیه مقاوم و والای این زاده آبادان و بزرگ شده در محله بازارصفای خرمشهر  باعث شد  تا او همانند شهید جهان آرا   در روزهای پس از سقوط خرمشهر و تا روز آزادی شهر و سالها پس از آن علاوه بر ایفای نقشی موثر بعنوان یک مدیر ارشد شهر ، نگران وضعیت شهر و مردم و آینده آن  باشد و به همین دلیل هر گاه فرصتی می یافت از تریبون رسانه های دیداری و شنیداری و صفحات رسانه های مکتوب بهترین و بیشترین استفاده را جهت انعکاس وضعیت اسفباری که در خرمشهر و آبادان جاری است می نمود و به این شکل صدای اعتراض مردم منطقه را به گوش مسئولان  می رساند.

مطالب و انتقادات پر سر و صدای وی در برنامه صندلی داغ که هیچگاه امکان پخش آن از رسانه ملی میسر نشد ، برجسته ترین مطلبی است که دکتر محمدرضا عباسی را بیش از پیش بین بسیاری از مردم کشور محبوب و ممتاز کرد ، این برنامه ضبط شده از چندین سال پیش تاکنون بشکل cd بین بسیاری از فعالان اجتماعی و مردم عادی و برخی سایت های اینترنتی در حال انتشار  و توزیع است .

آنها که این برنامه را دیده اند ، عمق درد و غم مردم خرمشهر را در سیما و صدای مرحوم دکتر عباسی به خوبی درک نموده و متوجه می شوند . بنده کمتر کسی را دیده ام که در اینخصوص صحبت شده باشد و به شهامت و جسارت عباسی آفرین نگفته و افکار و دیدگاههایش را مورد تحسین قرار نداده باشد . چند روز  بعد از درگذشت دکتر عباسی بود که یکی از دوستان که اصلاً خرمشهری یا آبادانی نیست اما برنامه صندلی داغ ایشان را دیده بود در تماسی با نگارنده در حالتی حزن آلود  از فقدان او ابراز تاسف نمود و آرزو داشت تا اندیشه ها و افکار دکتر عباسی در مورد شهر و مردم خرمشهر مورد توجه و مطالعه جوانان خرمشهری قرار بگیرد . او اعتقاد داشت دکتر  عباسی سرمایه ای برای مردم خرمشهر و آبادان بوده که به دلیل انتقادات تندش از وضعیت شهرهای خرمشهر و آبادان و مردمش  مورد بی مهری برخی از دوستان بی وفا  و خشم و غضب گروهی از مسئولان بی خرد و نااهل قرار داشت اما هیچگاه از محبوبیت او در میان مردم کم نشد و هنوز زود است به عمق خسارتی که از ناحیه فقدان امثال دکتر عباسی به وجود آمده پرداخته شود چه بسا اگر امثال جهان آرا و موسوی و مرادی و ..... بعد از پایان جنگ بودند ، وضعیت شهر آنگونه که امروز می بینیم نبود و کمتر مدیر و مسئول غیر متعهدی  به خود اجازه کم خدمتی در شهر را میداد .

مرحوم عباسی که با برنامه ریزی قوی و تیمی منسجم و متعهد از افراد بومی در سالهای 85 و 86 جهت توسعه و عمران و ایجاد تحول  به عنوان مدیر منطقه آزاد اروند مشغول به کار شد به دلیل عدم توجه به خواسته های غیرقانونی مدیران ارشد سازمان منطقه آزاد از سمت خود عزل و مسئولان نیز هیچگاه پاسخی به اعتراضات مردمی در اینخصوص ندادند .

 

" لیلا اکبرپور"   از روزنامه نگاران اقتصادی در حوزه بانک و بیمه در یادداشتی درباره دکتر عباسی می نویسد :کمترکسی غبار جبهه‌های جنگ را روی چهره مردی که سکان‌دار بیمه معلم بود می‌دید. مدیری جدی که هیچ‌گاه به سختی‌های دوران دفاع مقدس اشاره‌ای نکرد و تنها در خصوص عملکرد شرکت و ماموریتش برای توسعه آن سخن می‌گفت.

روزی دریکی از نشست‌های خبری از خود پرسیدم این همه تلخی و جدیت برای چیست؟ و نمی‌دانستم این سنگینی رفتارناشی از روزهای سخت میدان نبرد است. حتما او همرزمان زیادی را از دست داده و خاطرات تلخی را در قلب خود جای داده بود.

محمدرضا عباسی جانباز جنگ تحمیلی که روزهای پایانی عمر گرانبهایش را در بیمارستان کسری تهران سپری کرد، به دلیل مسمومیت‌های ناشی از دوران جنگ پس از عمل جراحی به کما رفت و درگذشت و پیکر این شهید روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان   به خاک سپرده شد و خاک سرزمین سبزمان فرمانده دلسوز دیگری را در آغوش کشید.

او شاید در ابتدای کارش در بیمه معلم تجربه زیادی از صنعت بیمه نداشت، اما پس از دوران کوتاهی بیمه‌های P&I کشتیرانی را آن هم در شرایط سخت تحریم راه‌اندازی کرد که یکی ازاقدامات موثر صنعت بیمه طی سال‌های گذشته بود. وی  در زمان حضورش در بیمه معلم به عنوان مدیر موفق کشور در همایش بین‌المللی تحول مدیریت در افق چشم‌انداز1404 برگزیده شد.

کتاب‌های «موفقیت از مسیر کیفیت» نوشته جیموتی جیکلارک و «هفت راز استراتژی خدمت» نوشته ژاک هوروویتس با ترجمه او نیز منتشر شد.عباسی در خصوص صنعت بیمه می‌گفت: تقریبا هیچ شرکت بیمه‌ای وجود ندارد که از محل عملیات بیمه‌ای سودآور باشد، درحالی که شرایط کنونی برای اقتصاد و صنعت بیمه سخت‌تر از شرایط جنگ تحمیلی نیست و اگر مسوولان، خودمان را در کشور تحریم نکنند با حمایت دولت می‌توان این شرایط را به خوبی مدیریت کرد.

 

سردار «محمدعلی نورانی» از همرزمان قدیمی زنده یاد عباسی در گفت وگویی  با خبرنگار کیهان  می گوید  : محمدرضا عباسی فعالیت های انقلابی خود را از سال 54 و در قالب تشکل های دانشجویی مبارز دانشگاه خلیج فارس خرمشهر آغاز کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا آغاز جنگ تحمیلی نیز به اشاعه ارزش های انقلاب اسلامی در جامعه همت گمارد.

وی افزود: با آغاز دوران دفاع مقدس در سال 59 وی به اتفاق گروهی از دانشجویان به مقابله تن به تن با نیروهای بعثی پرداخت و در مقاومت 45 روزه مردم خرمشهر در ابتدای جنگ که نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی و معادلات سیاسی جهان به شمار می آمد؛ حضور بسیار پررنگی از خود به نمایش گذاشت و در روزهای آخر سقوط خرمشهر ضمن آن که از ناحیه کتف چپ به شدت مورد آسیب قرار گرفت، یکی از پاهای خود را فدای نجات خرمشهر کرد.

ایشان همچنین در دوران دفاع مقدس و در شرایطی که شهر زیر آماج گلوله های رژیم بعثی قرار داشت، مسئولیت فرماندهی ستاد مقاومت خرمشهر را به عهده داشت، ضمن آن که وی بعد از آزادسازی خرمشهر به عنوان اولین فرماندار نظامی مشغول به خدمت بود.

در دوران فرمانداری وی، خرمشهر مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت و زمانی که ایشان برای نجات جان مردم و انتقال شهدا به خارج از محدوده فرمانداری و سازمان آب که از درصد بالای گاز شیمیایی برخوردار بود؛ تلاش می کرد؛ خود نیز در استنشاق گازهای شیمیایی به این عارضه دچار شد.

نورانی ادامه داد: دکتر عباسی خرمشهر را پاره ای از وجود خود می دانست و پس از اتمام جنگ تحمیلی، خدمات بسیار زیادی را در جهت بازگشت مردم خرمشهر به محل سکونت شان انجام داد.

به گفته سردار نورانی، دکتر عباسی پس از اتمام جنگ تحمیلی نیز جبهه خدمت رسانی به نظام اسلامی را رها نکرد و در سمت های مختلفی همچون معاونت اجرایی سازمان امور اداری و استخدامی کشور، ریاست سازمان اسناد ملی ایران، ریاست مرکز اسناد و مطالعات راهبردی فلسطین- خاورمیانه، ریاست هیئت مدیره جامعه کیفیت ایران ISQ، مدیریت شرکت بیمه معلم، مدیریت منطقه آزاد اروند و... به انجام وظیفه پرداخت .  وی یکی از اولین کسانی در کشور بود که توانست مدرک دکترای خود را در رشته مدیریت کنترل کیفیت اخذ کند.

آری  او در زمان جنگ جلودار و پیشتاز بود و خود را خادم نظام و انقلاب می دانست و هم بعد از جنگ . تعهدات فزون تر از توان خود میپذیرفت. دست رد به سینه احدی نمیزد. خدمات ارزنده ی وی در دوره ای که مسئول منطقه آزاد اروند بود زبان زد همه است.

وی مردی بود بغایت آزموده و به غایت فروتن. همپایه دانش، بینش داشت و باندازه تعلم، تجربه اندوخته بود. سخنانش مالامال از نکته های حکیمانه ، داستانهای شیرین و تجربه های ژرف بود. همواره در غایت ایجاز و با صلابت سخن می گفت . وی مردی از جنس گرما، و تکرار نشدنی بود و هرگز تلاش برای ارتقاء سطح مدیریت در ایران او را خسته نکرد.

عباسی  راه امام را هنگام جوانی شناخت و تا آخر در این راه ماند ، خداوند او را با محبوبش ، امام (ره) و همرزمانش محشور کند ...

دکتر عباسی یکی از مدیرانی بود که از خاک جبهه ها برخاسته بود از خرمشهر شهر شهیدان بی ادعا. وی در دوران دفاع مقدس خدمات شایسته ای را در خرمشهر کرد و پس از جنگ نیز در امر بازسازی بسیار پیشتاز بود. اما این مورد او را قانع نکرد و چون فردی بود که همانند همرزمانش همچون محمد جهان آرا، سردار شهید موسوی، و محمد علی نورانی برای ایران می تپید عازم انگستان شد و دکترای خود را در مدیرت کنترل کیفیت گرفت.

وی پس از بازگشت به ایران مدیریت کیفیت جامع یا (TQM) را در ایران پایه گذاری و آن را گسترش  داد. وی دغدغه مدیریت ضابطه مند را در ایران داشت و تا آخرین لحظه در  این راستا تلاش و به تعبیری بهتر مبارزه کرد.

وی مردی صریح، رک، و صادق بود و هرگز در گفتن واقعیت ملاحظه کسی را نمی کرد. به همین دلیل بود که در صندلی ها زیاد دوام نمی آورد و برنامه "صندلی داغ " که او میهمان "احمد نجفی" بود و هرگز اجازه پخش دریافت نکرد و علاقمندان وی تنها به دیدن بخش کوتاهی از این گفتگو در شبکه های اجتماعی بسنده کردند. زیرا که وی در انتقادات خود در این برنامه گرچه تبسم را بر لبها می آورد در همان حین طنز تلخی هم از مدیریت در کشور برای بینندگان بیان می کرد.

عباسی در عین حال هرگز از ناملایمات معمولی که در سطح مدیریتها در جهان سوم و ایران بود خسته نشد و هر روز با تلاشی بیش از گذشته به کار خود ادامه و داد و در تمامی عرصه های مدیریت واگذار شده هم موفق بود.

 خاطرات دوران دفاع مقدس وی که برای دوستان و نزدیکان تعریف می کرد همیشه مملو از شیرینی ها و تلخی های خاص خود بود. وی خود را سرمایه دار می دانست و می گفت قانع بودن در واقع بزرگترین سرمایه است و چون "من هم قانع هستم لذا سرمایه دار هستم."

وی مردی بود که در نگاه اول دافعه عجیبی برای بسیاری از ما ایرانی هایی داشت که عادت به برخوردهای واقع بینانه نداریم اما یکی از خصوصیات دکتر جاذبه عجیب وی بود که در برخوردهای بعدی ایجاد می کرد و با شوخ طبعی خاص جنوبی ها، همه را مجذوب خود می کرد. او مردی است که هم در حوزه عمل و هم در حوزه نظر یکی از مدیران موفق ایرانی بود و هرگز از ارتقاء بخشی به مدیریت کیفیت در ایران خسته نشد.

نورانی می افزاید :  بنده به عنوان یکی از رفقای قدیمی ایشان همواره شاهد بودم که از محل حقوق شخصی شان به محرومین و مستضعفین یاری می رساند و چندین  خانواده یتیم را تحت سرپرستی قرار داده بود.خلاصه این که دکتر مردی بسیارصبور و مظلوم بود که علی گونه زندگی کرد و در روز شهادت حضرت علی به لقاءالله پیوست. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

سوابق اجرایی شهید دکتر محمدرضا عباسی

عضو شورای جهادسازندگی شهرستان خرمشهر (۵۹-۱۳۵۸)

فرمانده ستاد مقاومت خرمشهر (۶۰-۱۳۵۹)

فرماندار خرمشهر (۶۵-۱۳۶۱)

عضو هیات موسس دانشگاه آزاد آبادان-خرمشهر (۱۳۶۲)

عضو هیات موسس دانشگاه اروندان خرمشهر

مدیر کل دفتر فرهنگی و آموزشی سازمان امور اداری و استخدامی کشور (۶۶-۱۳۶۵)

معاون اجرایی سازمان امور اداری و استخدامی کشور (۶۹-۱۳۶۷)

رئیس سازمان اسناد ملی ایران (۷۲-۱۳۶۹)

رئیس مرکز آموزش مدیریت دولتی استان تهران (۸۰-۱۳۷۹)

معاون آموزشی موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی (۸۱-۱۳۸۰)

رئیس هیات مدیره و مدیرعامل جامعه کیفیت (ISQ) ایران (۸۴-۱۳۸۰)

رئیس مرکز اسناد و مطالعات راهبردی فلسطین - خاورمیانه (۸۵-۱۳۸۲)

رئیس هیات مدیره و مدیرعامل منطقه آزاد اروند (آبادان - خرمشهر) (۸۶-۱۳۸۵)

معاون طرح و توسعه دانشگاه پیام نور کشور (۸۷-۱۳۸۶)

مدیر عامل و نائب رئیس هیات مدیره شرکت بیمه معلم (۱۳۹۱-۱۳۸۷)

عضو هیات مدیره شرکت پتروشیمی باختر (۱۳۹۰)

 *************

در این قسمت نیز بی مناسبت نیست اگر به بازنشر مطلبی از دکتر عباسی درباره جنگ و خرمشهر و مسائل و مشکلاتش و توجه به نکات مهم آن بپردازیم. آنجا که وی در یادداشت خود جنگ تحمیلی را  بزرگترین جنگ کلاسیک قرن بیستم و دومین مقاومت طولانی بعد از نبرد ویتنام  می داند و می گوید ، این جنگ که در شهریور سال 1359 آغاز شد پس از هشت سال در مرداد ماه سال 1367 با پذیرش آتش بس از طرف جمهوری اسلامی ایران خاتمه یافت.

مرحوم عباسی می نویسد  :   شورای امنیت سازمان ملل متحد، در مجموع هشت قطعنامه در مورد جنگ تحمیلی صادر نموده که همگی به جز قطعنامه 598 به علت اینکه حداقل حقوق ما را تامین نمی کرد رد شدند و بالاخره شورای امنیت در سال 1370 عراق را به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ معرفی کرد و همچنین عراق را موظف به پرداختغرامت به کشورمان نمود که تاکنون به صورت جدی توسط دولت ها پیگیری نشده است. حتی در شهریور 1389 وقتی مجلس شورای اسلامی دولت را ملزم نمود تانسبت به دریافت غرامت جنگی اقدام نماید با بی توجهی وزارت امور خارجه مواجه شده است. در حالیکه مردم خرمشهر و آبادان در پیچ و خم اولیه ترین حقوق مصرح شده هر ایرانی در قانون اساسی جمهوری اسلامی به سختی گرفتارند.

استراتژی فتح سه روزه سردار ناکام قادسیه در اشغال خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، هویزه، اهواز و دزفول در پی مقاومت مردمی خرمشهر فرصت غافلگیری را برای همیشه از دست صدام ربود. این شرافت، تعهد و بزرگ مردی، مردمی بود که در راه دفاع از میهن اسلامی از خویش گذشتند و شهر و خانه و کاشانه را سنگر مقاومت و سد راه متجاوزین نمودند. در حالیکه خانواده های جنگ زده این شهرها، هشت سال مهاجرت را در حاشیه شهرها و کمپ های مهاجرتی و اسکان موقت به امید بازگشت پیروزمندانه به شهری که در کین انتقام دشمن یک باره به آتش کشیده، سوخته و سیاه پوش شده بودند، به سر می بردند.

تا اینکه بغض غیرت فریاد زد،  و  در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت سال 1361 با قرائت رمز بسم ا... الرحمن الرحیم ، بسم ا... القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب، عملیات بیت المقدس در سه محور جنوب سوسنگرد، جاده اهواز، خرمشهر و خرمشهر آغاز شد که طی سه مرحله علاوه بر آزادسازی بالغ بر 5000 کیلومتر خاک کشورمان، خرمشهر نیز آزاد شد. رادیو دولتی انگلیس ساعاتی قبل از آغاز عملیات چنین تحلیلی ارائه داد: «چنانچه ایرانیان درصدد باز پس گیری خرمشهر برآیند، سخت ترین گردو را برایشکستن برگزیده اند». پوسته سخت این گردو در برابر خلاقیت، ابتکار،پایداری و جوانمردی و وفای به عهد به امام، رزمندگان و شهیدان در آفتاب شهامت ایرانیان از شرم و ترس شکست تا جائیکه هم صدام فرو ریخت و هم قادسیه.

کامل جابر از افسران بعثی می گوید صدام در جلسه افسران به آنان گفت: « در میان شما مرد نمی بینم و  بعد فریاد زد: ای وای خرمشهر از دست رفت. آیا این خرمشهر همان خرمشهری که مسئول اطلاعات نظامی ارتش عراق عبدالجواد زنون گفته بود: با در دست داشتن خرمشهر می توانیم تمام گفت و گوهای بعدی را به نفع خود تمام کنیم.

آری اگر می توانستید خود و لشکرتان را که در پناه میادین مین، سیم های خاردار، خاکریزها و نهرهای آب پناه گرفته بودید در برابر خیزش قهرمانان ایرانی حفظ می کردید، پیروز میدان می ماندید. همگان چه دوست و چه دشمن به نقش تعیین کننده و با اهمیت خرمشهر در سرنوشت جنگ آگاهی کامل داشتند.

چه آن موقع که امام (ره) فرمودند « با آزادسازی خرمشهر دست بالا را خواهیم داشت» و چه وقتی که پس از پایان جنگ در پیام تاریخی به جنگ زدگان فرمودند«با قدردانی از مقاومت و صبر عزیزان ... دولت اسلامی مناطق و شهرهای آنان را بهتر از پیش بازسازی و آنها را به اوطان خویش باز گرداند». این تکلیفی است که تا به امروز انجام نشده و بار آن بر دوش ملت سنگینی می کند.اهمیت بازسازی خرمشهر و آبادان به عنوان تعیین کننده ترین شهرهای جنگ زده در نگاه امام از جایگاه ویژه ای برخوردار بود وقتی که فرمودند «بازسازی را چیزی مثل جنگ بدانید».

این یعنی همان راهی را بروید که در نبرد و مقاومت در برابر دشمنان پیمودید با همان شاخص ها با همان اهمیت با مدیریت و برنامه ریزی، اجراء و کنترل از جنس مقابله با ویرانی و تباهی، یعنی مثل عملیات  اچ3 نیروی هوایی که عقابان چابک و تیز پرواز آسمانها، پایگاه "الولید" را در عمق خاک عراق و در کنار مرز اردن مورد حمله قرار داده و در میان حیرت و بهت کارشناسان نظامی، 46 فروند جنگنده عراقی را در میان آتش و دود به هوا فرستادند. سپاس ابدی ملت بزرگ، با شماست.

بازسازی هم مرد می خواهد هم طرح، هم عمل و ساختاری که آن را از موانع به سلامت عبور دهد و به هدف برساند، بازسازی یعنی غلبه بر ویرانی و خرابی تا از خاکستری، ققنوس خرمشهر و آبادان بال بگشاید، شاداب و پرشکوه مثل نتایج عملیات ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و ... که جز به افتخار ملی تعبیر نمی شود، کار نیک مردان الهی این سرزمین.

باید بپذیریم اگر در بازسازی مثل دفاع و مقاومت دوران جنگ عمل می کردیم امروز مواجه با شهرهای نیمه ویران، مردم پریشان و مسئولین خجالت زده نبودیم. صادقانه بپذیریم که اشتباه کردیم و هر چه بر اشتباه پافشاری کنیم ناکامی های بیشتری را شاهد خواهیم بود. ما در بازسازی از تجارب ارزنده دوران دفاع مقدس استفاده نکردیم به نحوی که شهرسازی را با همه ارکان آن رها کردیم و بجای شهر، شهرک ساختیم بدون ارکان توسعه ای یک شهر، به تغییرات و شرایط جدید پس از جنگ نیز بی تفاوت بودیم.

در بازسازی غفلت به حدی گسترش یافت که پروژه بازسازی تبدیل به پروسة بی انتهای بازسازی شد و نتیجه این غفلت بزرگ را امروز می بینیم که مردم شهرهای آبادان و خرمشهر برای رؤسای جمهور و مسئولین دولتی دیگر دست تکان نمی دهند و سخنان آنان را پس از 24 سال حرف و شعار جدی نمی گیرند، حتی وقتی که آقای دکتر احمدی نژاد در جمع مردم خرمشهر که با اعتراض همراه است، می گوید: «من فرماندار خرمشهر، من بخشدار خرمشهر هستم تا به مسائل شما رسیدگی کنم». فرماندار یا بخشدار و یا رئیس جمهور که در سال بعد از آن به خرمشهر نیامد تا صدای اعتراض مردم را به ناکارآمدی خود و کابینه اش مثل روسای جمهور و دولتهای قبلی نشنود.

چرا که سازندگی و اصلاحات و مهرورزی، ناکامان بازسازی خرمشهر و آبادان می باشند.  چرا که در طول 25 سال گذشته جمعیت کشور حدود 2 برابر شده است ولی جمعیت خرمشهر و آبادان نصف سی سال قبل است و این شاخص بزرگ محرومیت زدگی این شهرهاست. اگر اندکی بیندیشیم تجربیات ناموفق 25 سال گذشته از این پس با هزینه ها از جان و مال مردم تکرار نخواهد شد و اگر خدای نخواسته بخواهیم اشتباه را با غلط جبران کنیم 25 سال آینده نیز شرایط نامطلوب تری از امروز خواهیم داشت.

باید به این چیستی و چرایی پاسخ روشن و صادقانه داده شود که چرا تاکنون رؤسای دولت ها، مجلس، وزراء مسئولین اجرایی و ...  این چنین در ذهن و جان و زبان مردم شرمنده اند تا جایی که رئیس جمهور سابق می گوید« همه دولت ها در بازسازی خرمشهر قصور کرده اند» که عبارت روشن تر آن تقصیری است که مرتکب شده اند.

بازسازی خرمشهر و آبادان در گرو تجدید نظر و استفاده از تجربیات گذشته نه تکرار آن است به همین سبب لازم است از ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجرایی مورد تجدید نظر و در قالب پروژه قرار گیرد:

1-برای اهمیت دادن به حیات این شهرها و نقش ماندگار آن در تاریخ میهن اسلامی از  بُعد سیاسی استان اروندان در جنوب خوزستان شکل بگیرد.

2- تغییر نگاه منطقه نظامی و انتظامی به نگاه صلح با  رویکرد همزیستی مسالمت آمیز در 2 سوی مرز تغییر یابد.

3-منابع لازم برای سرمایه گذاری و اشتغال پایدار از سوی دولت طی برنامه زمانبندی شده اختصاص یابد.

4-با توجه به بازار گسترده کشور عراق سرمایه گذاری های مشترک دولتی و خصوصی مورد حمایت قرار گیرد.

5-مفاد معاهده 1975 در خصوص رایروبی اروندرود و جمع آوری لاشه های کشتی عملیاتی گردد.

6-براساس مصوبه شورای امنیت سازمان ملل نسبت به دریافت غرامت اقدام جدی گردد و بخشی از منابع به زیان دیدگان خرمشهر و آبادان پرداخت گردد.

7-حذف روادید برای تردد شهرهای مرزی آبادان و خرمشهر و مردم کشور همسایه عراق انجام گیرد.

8-توانایی محیطی و طبیعی منطقه در زمینه، کشاورزی، صیادی و پرورش آبزیان، توریسم، حمل و نقل دریایی و هوایی مورد توجه قرار گیرد.

9-به توسعه توانایی های بومی در زمینه ورزش و ... توجه شود.

10-سرمایه گذاری در امر توسعه دانشگاه های بین المللی و ایجاد تسهیلات برای احداث آنها محقق گردد.

***********

آیا روزی خواهد رسید که آرزوی عباسی و امثال او بر آورده شود و عزیزی دیگر بسراید: " ممد نبودی ببینی شهر آباد گشته" یا همچنان شاهد بی تفاوتی مسئولان از صدر تا ذیل نسبت به توسعه و عمران و آبادانی در خرمشهر قهرمان و مظلوم خواهیم بود؟

 

یادش گرامی و روحش شاد - مهدی گرگپور - شهریور 1391